X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
14 مرداد 1390

یک غزل ... غریبه

غریبه

  

همیشه با تو غریبم ، غریبه ام چه کنم

به جز تو دیده ی عشقی ندیده ام چه کنم  

 

مجال خفتنم امشب نمی دهد برق ِ

ستاره ای که ز چشم تو چیده ام چه کنم  

 

مگو چرا نمی روی از اخمهای امروزم

من از تبسم آن روز ها رسیده ام چه کنم  

 

از آن نفس که به قلبم طریق عشق افتاد

دل از اوامر عقلم بریده ام چه کنم  

 

تمام علت مجنون شمیم لیلا بود

منی که عطر تو را سر کشیده ام چه کنم ؟  

 

غبار پاک لبت را سپردی و گفتی

من از سپردن دل لب گزیده ام چه کنم   

 

مهر ماه هشتاد و نه 

بی دار 

باشد به خیر ان شا‌ءالله

نظرات (9)
رعنا
14 مرداد 1390 ساعت 06:08
زیبا بود
امتیاز: 0 0
مونالیزا
14 مرداد 1390 ساعت 15:36
سلام
ممنون که اومدید(چرااینجاشکلک گل نداره؟؟؟)
اون چندتاشعرکه تووبم گذاشته بودم ازاکبراکسیربود
بالاش که نوشته بودم!!!
من زبان اعتراضم اینقدرتیزوقوی نیست
خوب شعرنمیگم...واسه همینم اصاشعرنمیگم
شعرتونوخوندم..قشنگ بود
بازم سپاس(گل)
امتیاز: 0 0
امیر م
14 مرداد 1390 ساعت 22:06
سلام حیف اصلا سنتی نمیگی چیه اون ترانه ها ...!
امتیاز: 0 0
سمانه
14 مرداد 1390 ساعت 23:07
سلام
به خدا من میام ولی حس کامنت گذاشتن ندارم
ولی چشم این بار یه رد پایی میزارم که اومدم
راستی پست های قشنگی میزاری دوست دارم
پاسخ:
بابا بیخیال
مایه چیزی گفتیم
شما سرزدنتم غنیمته!
بازم مرسی
امتیاز: 0 0
فداکار
15 مرداد 1390 ساعت 03:57
چرا هر چی زنگ زدم جواب ندادی
که چی حالا شاعری که باش ...
والا
خاطرخاتیم...!
امتیاز: 0 0
مهادختری چادربه سر
15 مرداد 1390 ساعت 17:52
ممنون سرزدید!!! دم افطاردعاکن!!!میخوام شاهد دعاهات برام باشم وحسشون کنم
پاسخ:
الهم عجل عاقبت امرونا خیرا
ان شاء الله
امتیاز: 0 0
15 مرداد 1390 ساعت 20:22
سلام
ممنون که سر زدی .
الحق شعرهای جالبی داری.
سحرهای ماه رمضون التماس دعا.
امتیاز: 0 0
پلنگ
16 مرداد 1390 ساعت 01:44
حالم از عشق بهم میخوره
حالم از این سوسول بازیا بهم میخوره
وبلاگ زدی چرت و پرت بنویسی
یه چیزی بنویس به درد بخوره ...
امتیاز: 0 0
یاسین
16 مرداد 1390 ساعت 20:13
عجب چیزی گفته پلنگ.به نظر من اگه می تونستی توی وبلاگت داد می زدی.
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد